ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مصاحبه با بازیگران بالیوود
نویسنده پیام
sanaz آفلاین
SALMAN & RANI FAN'S
****

ارسال‌ها: 549
تاریخ عضویت: Sep 2009
رتبه: 3
تشکر: 662
179 بار تشکر شده در 72 پست
ارسال: #11
RE: مصاحبه با بازیگران بالیوود
مصاحبه هایی که گذاشتین خیلی جالب بود مرسی بچه ها*

[تصویر: dh8d2xqwjzimasg1zg62.jpg]
02-18-2010 01:17 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Nili آفلاین
مدیر انجمن سلمان خان
***

ارسال‌ها: 1,014
تاریخ عضویت: Jan 2010
رتبه: 8
تشکر: 1226
902 بار تشکر شده در 281 پست
ارسال: #12
RE: مصاحبه با بازیگران بالیوود
نازی جان و ساناز عزیز قابل شماها رو نداره.
اما من تاپیک بزنم یا نزنم ؟

[تصویر: euv9dofan47y91nh5k.jpg]
(آخرین تغییر در این ارسال: 02-18-2010 04:27 PM توسط Nili.)
02-18-2010 04:23 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Hana_H4 آفلاین
مدیر کل تالار
*******

ارسال‌ها: 1,232
تاریخ عضویت: Sep 2009
رتبه: 22
تشکر: 737
1675 بار تشکر شده در 556 پست
ارسال: #13
RE: مصاحبه با بازیگران بالیوود
نيلي جان شما مي تونيد مصاحبه از سلمان يا هر بازيگر ديگه رو همينجا بگذاريد چون عمومي يه

باز كردن تاپيك جدا براي هر بازيگري فروم رو كمي شلوغ ميكنه

ممنونم از همكاريتون

نمی بینی تو در چشمم , نگاه بی ریایی را؟
02-20-2010 03:04 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Nili آفلاین
مدیر انجمن سلمان خان
***

ارسال‌ها: 1,014
تاریخ عضویت: Jan 2010
رتبه: 8
تشکر: 1226
902 بار تشکر شده در 281 پست
ارسال: #14
RE: مصاحبه با بازیگران بالیوود
باعرض پوزش و معذرت. من قسمت اصلی این مصاحبه سلمان خان رو جا انداخته بودم که مهدیه متوجه شد و گفت که اصلاح کنم. من این قسمت رو اینجا میذارم برای کسای که قبلا مصاحبه رو خندن و وقت ندارند دو باره مطالعه کنند. اونهای هم که کل مصاحبه رو نخونده اند در جای اصلی قرار دادم. پیشنهاد میکنم که حتما بخونید. جالبه


یک آرایشگر از ایندور:کی میخوای ازدواج کنی؟

سونیا:سلمان از ایندور تا لندن،همه میخوان بدونن که کی تو ازدواج میکنی.من نمیدونم چرا اما اونها میخوان زنت بدن.

سلمان:هیچ مصاحبه ای با یک پایان نمیاد تا وقتیکه اونها ازم اون سوال رو بپرسن.من هیچ جوابی براش ندارم.مطمئنم روزی ازدواج میکنم که در سرنوشت منه یا یا در تقدیر دو نفر.

سونیا:ایشا از دهرادون در وب سایت ما نوشته و اون پرسیده که تو حس میکنی آیا ازدواج هنوز به عنوان یک رسم معمول کار میکنه.

سلمان:بله البته هنوز انجام میشه،این برای پدرم کار کرد برای برادر هام و خواهرم کار کرد و من مطمئنم قصد داره برای منم کار کنه.زمانی هست که تو ازدواج میکنی در یک سن پایین با دختری که دوسش داری یا براش هیجان داری.بعد از اون،سنی میاد که تو میخوای با شخصی ازدواج کنی کسی که بتونه شگفت انگیز ترین مادر باشه که میشناسی،کسی که بتونه از بچه هات مراقبت کنه.

سونیا:اما سلمان قبلا تو یکی از مصاحبه هات خوندم که تو در مورد زمان سختی که پدرت تصمیم گرفت دوباره ازدواج کنه صحبت کردی.این چیزی نبود که باعث شد تو دوباره به ازدواج فکر کنی به عنوان یک رسم معمول یا در واقع پیمانت رو در یک مسیر تقویت کنی.

سلمان:خیلی از مردم میگن که مادر من شگفت انگیزه.اونها فکر میکنن که این نجیب ترین و زیبا ترین چیزی که مادر من انجام داده.اما وقتی این به اونها میرسه اونها اینجوری میشن...نه ما نمیتونیم اینو اداره کنیم...

سونیا:این شکیبایی که تو در دوست دختر هات جستجو میکنی؟

سلمان:نه من اینو واسه مثال میگم که خاله هلن یک خانم فوق العاده ست و مادر من اینو میدونه و میبینه این یک دلیله که همه اینا کار کرد.پدرم وقتی فهمید که چیزی که در حال اتفاقه به مادرم گفت و میدونی سراغ کس دیگه ای نیومد و چون ما خاله هلن رو میشناختیم خیلی خوب باهاش کنار اومدیم و بعد از یک دوره همه چیز خوبه همه چیز باحاله.

سونیا:این چیزا دیگه اهمیت نداره.این بیشتر در مورد روابط و خون فامیلیه.سلمان،به نوعی ما درباره اون مشاجره ها صحبت میکنیم.تو به عنوان بهترین دوست پسر دنیا دیده نشدی.

سلمان:بله،نیستم.من کمی از اون طریق شیطونم و مسائلی دارم.

سونیا:اینو میخوام سوال کنم.تو واقعا سنگ مینداختی به سر دوست دختر قبلیت؟

سلمان:نه نه نه.من فکر میکنم من واقعا عصبانی بودم فقط بلندش کردم با زرنگی از این استفاده شد و این چیز بزرگی شد در اون برحه از زمان.

سونیا:چیز نگران کننده تر در اون زمان وقتی بود که تو به خشونت و بی حرمتی متهم شدی.اون یه داستان بزرگی بود در همه ی مجله های فیلم اون زمان.تو هیچ وقت دستت رو روی هیچ زنی بلند کردی؟

سلمان:اگر من یک زن رو بزنم،اون نمیتونه زنده بمونه.این حقیقت نداره که من یک زن رو زدم.و نمیدونم به چه دلیل آن گفته شد.بیخیال

سونیا:من فکر میکنم این خوبه اگر تو اون رو شفاف میکردی چون فکر میکنم افرادی هستند که تو رو نمیشناسند این رو ضد تو علنی میکنن.

سلمان:من این رو قبلا انجام دادم.

سونیا:تو یه دوست پسر مالکی هستی و من به کرات درباره ی رهنمون های "دوردارشن" شنیدم.قضیه ش چیه؟

سلمان:من هیچ سختگیری مخصوصا به جنس زن ندارم.واقعیته که من گفتم،من هیچ سختگیری پیدا نکردم معنی میده که نکردم.به مرد ها اجازه داده شده اون چیز ها رو انجام بدن،زن ها نمیتونن بدون پیراهن هاشون کار کنن، نه هنوز.تو تنها زندگی نمیکنی،تو میدونی که تو در یک احتماع زندگی میکنی.نظرات شروع به اومدن میکنن.وقتی کسی رو دوست داری اگه نظر بدی بیرون بیاد اگه کاری بکنی برای اون موضوع یه بحث پیش میاد نکنی ازت بدشون میاد.من نمیتونم نظرات بی ارزشی به زن ها بدم.

تماس گیرنده ی ویدئویی:سلام سلمان...مالویکا هستم .از اونجاییکه که تو پسر بد بالیوود بودی.من دوست دارم بدونم کی رو انتخاب میکنی به عنوان جانشینت از شاخه فعلی؟

سونیا:کی اون پوشش رو میگیره؟

سلمان:من کسی رو نمیبینم.هیچ نمیتونه اون شاخه رو از من بگیره سونیا چن جدیدی ها همه سیاست مدار هستن؟ سلمان:آره.شاید این تصویر بد وجود داره چون من همیشه همونی که فکر میکنم رو میگم.من فکر نمیکنم مردم و فن هام پسر بد بودن من رو باور کنن.مشکل من اینه که من دقیقا مثه همونیم که کل کشور هست و شاید این دلیله که مردم منو دوست دارن چون اونها یک بخش از خودشون رو در من میبینند.مثلا خیلی از پیش کسوت های من مثل درمندرا جی،شاتورگان صاحب،عمو شانکل،فیروز خان میگن که ما بخشی از خودمون رو در تو میبینیم سونیا:فقط زمان متفاوته.سلمان :بله امروز این چیزها منو اذیت نمیکنه همون طور که اون زمان اونهارو اذیت نمیکرده.

سونیا:سلمان،ما همه تو در حال تماشای فوتبال دیدیم.این شاد به نظر میرسید..این یک فرای پیروزی برای هند بود.اما تو الان در حال خرید یک تیم آل پی الی(کریکت) ؟

سلمان:من سفیر مخصوص فوتبالم.آقای پرافول پاتل دوست عزیز منه و شما میبینید اونها به فدراسیون فوتبال کمک کردن از این رو من با این در ارتباطم.من فکر میکنم نسل جدید فوتبال رو دوست داره اونها دیوونشن و فکر میکنم فوتبال از این رو با یک مرحله ی متفاوت مطرح میشه..تیم آی پی ال ،من علاقه مندم،پیشنهاد دارم، اگه پیشنهاد بشه بعدش تیم خواهم داشت


.
دقت کنید چند تا شایعه رو بهش پاسخ داد..... قضیه تصادف....قضیه آهو.....قضیه

ی کتک زدن آیش.............بماند که تو موارد دیگه هم خیلی چیزا بود که به شخصیت اصلی

سلمان میشد پی برد و همینشم برای من خیلی خیلی جذابه


HeartHeart

[تصویر: euv9dofan47y91nh5k.jpg]
02-21-2010 05:50 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
sanaz آفلاین
SALMAN & RANI FAN'S
****

ارسال‌ها: 549
تاریخ عضویت: Sep 2009
رتبه: 3
تشکر: 662
179 بار تشکر شده در 72 پست
ارسال: #15
RE: مصاحبه با بازیگران بالیوود
مرسی نیلی گلم مصاحبه سلمان جونم حرف نداشت خیلی چیزاروشن شدآخه این پسرگل چراباید این کارای بد روبکنه همش دروغه مدیا برای اینکه جلب توجه کنندووجهه بازیگرهای مشهورومحبوب روخراب کنندازاین کارازیادمیکنندطرفدارابایدعاقل باشن بازم ممنون*

[تصویر: dh8d2xqwjzimasg1zg62.jpg]
(آخرین تغییر در این ارسال: 03-04-2010 07:28 PM توسط sanaz.)
02-23-2010 01:59 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Nili آفلاین
مدیر انجمن سلمان خان
***

ارسال‌ها: 1,014
تاریخ عضویت: Jan 2010
رتبه: 8
تشکر: 1226
902 بار تشکر شده در 281 پست
ارسال: #16
RE: مصاحبه با بازیگران بالیوود
بچه ها من این مصاحبه رو تو تاپیک سلمان گذاشتم. اما دلم نیومد اینجا نذارم.

اینم مصاحبه سلمان با مجله استارداست...


حقیقت درباره اعترافات شگفت انگیز سلمان خان


سلمان خان از زندگیش راضی است.این رضایت مزیتیه که از او آدمی بسیار صبور ساخته است.

حتی اگر شما بار 20سال دشمنی را به دوش بکشید این ملاقات با سلمان تمام آن را برطرف می کند.چون وقتی سلمان شما را می پذیرد با تمام وجودش این کار را می کند.

در طی دو هفته ی گذشته ،زمان قابل توجهی را با این سوپراستار سپری کردم.اینکه او مثل بچه ها آسیب پذیر است، بیشترین ضربه را به من وارد کرد.ممکنه او به شما حس جدی نبودن در مورد کارش را القا کند اما وقتی سرکارش میاد هیچ کوتاهی و مسامهه کاری وجود نخواهد داشت حتی اگر این به معنی فیلمبرداری در تمام طول شب و در طول روز سفر به دو شهر آن هم طی چند ساعت باشد.

سلمان برای دوستانش زندگی می کند و اگر لازم باشد برای آنها می جنگد.آن دوستی است که زمانی که به او نیاز دارید از آن سر شهر میاد پیش شما که درکنار شما باشد.

و به همین دلیل وقتی دوستی مأیوسش می کند تا مغز استخوانش می سوزد. گاهی ناشکیبا،گاهی تندمزاج و گاهی بدون فکر عمل می کند.بهترین بخشش این است که هیچ کاری را تمرین نکرد و از روی برنامه عمل نمی کند.سلمان خان همان چیزی است که نشان می دهد- هیچ راز و رمزی وجود ندارد.


_ سلمان!فیلم جدید تو،ویر که پرفروش شد شروع فوق العاده ای داشت، به خصوص در سینماهای تک سالنه.از این واکنش راضی هستی ؟

ویر به عنوان یک فیلم خیلی به قلب من نزدیک است. این موضوعی است که من شدیدا به آن اعتقاد داشتم.فقط منتظر یک زمان مناسب برای به وجود آوردنش بودم.چیزی که آرامم می کند این است که بالاخره تصوری که برای این فیلم داشتم به واقعیت مبدل شد. در موارد زیادی با هم موافق نبودیم- چه در مورد تعیین نقش بازیگران ،مخارج تولید یا حتی تبلیغات.در سه هفته اخیر حسابی سرگرم تبلیغات فیلم بودم. سخت بود.اوایل این چیزها ممکن بود خیلی اذیتم کند اما الان می دانم که این بخشی از شغلم است. وقتی فیلمی با این وسعت می سازید باید با همان وسعت مردم را آگاه کنید( تبلیغ کنید). اما حالا همه چیز خوب است و دیگر به مردم بستگی دارد.من کارم را انجام دادم.

_ آیا از نقدها متاثر شدی؟

وقتی یک فیلم کامل شود کار من تمام می شود.چیزی که بعد از آن اتفاق میفتد اذیتم (نگرانم) نمی کند.بعضی از فیلم های موفق وپرفروش قبلی من هم نقدهای خوبی نداشتند.پس همه اینها خوب است.در آخر،عشق و علاقه طرفداران است که اهمیت دارد.من فقط خواستم که تغییرات کوچکی در نیمه دوم فیلم ویر بدهم.این پیشنهاد من بود. امادر آخر، سازنده ها باید تصمیم می گرفتند.

_قبلا به من گفتی که ستاره شدن را جدی نمی گیری ،چرا؟

من اول یک بازیگرم چیزهای دیگر در مرحله دوم قرار دارند.کار من این است بهترین بازی را برای نقش هایی که به من سپرده شده،ارائه کنم.وقتی کارخوب و فیلم های خوبی ارائه کنی مردم عشقشان را نثار شما می کنند.من اصلا متوقف نمی شوم.دوست دارم کارها را به روش خودم انجام بدهم.وقتی افراد این مسائل را جدی بگیرند بی اعتبار شدن و نا امنی شروع می شود.ولی باور کن همه اینطوری نیستند.من برای شما یک مثال می زنم؛ وقتی برای ویر بازیگر انتخاب می کردیم من نقش پدر را به جکی(شروف) دادم. بعدها، آنها( سازندگان) با میتون چاکرابورتی برای این نقش قرارداد امضا کردند. من میتون دا را صدا کردم و گفتم که من نقش را به جکی دادم و از او پرسیدم که آیا مایل است نقش سردار را بازی کند؟او قبول کرد. در حقیقت گفت که این نقش برای جکی بهتر است.اما بعد جکی به من تلفن زد و گفت: آیا تو دیوانه ای؟ بگذار نقش را او بازی کند. او بازی می کند و در این نقش خوب به نظر میاد.بعد از من پرسید:نقش دیگری که به من بخورد چیه؟ گفتم نقش آدم بد (ضد قهرمان)فیلم است.جکی گفت: آن را به من بسپر.چیزی که می خواهم بگم این است که هر دوی آنها فکر بهتر شدن فیلم بودند. من اینطور افراد را تحسین می کنم.

_ تو فیلمنامه ویر را نوشتی.آیا تصمیم داری نوشتن را ادامه بدهی ؟

در حال حاضر دارم روی یک موضوع جدید فکر می کنم.مثل یک ماجرای هیجان انگیز است- شاید در حد کنگو یا سری های ایندیانا جونز. فعلا در حد فکر است اما در موردش هیجان زده ام. این چیزی است که می خواهم کار را روی آن شروع کنم. به نظر من فیلم ها باید وسیع تر از زندگی باشند. این چیزی است که مخاطب را علاقه مند می کند. هیچ کس نمی خواهد یک داستان معمولی و پیش پا افتاده بشنود.

_ منظورت چیزی شبیه من اور میس خانا است؟

ما نباید ساختن فیلم هایی مثل من اور میس خانارا ادامه بدهیم. چرا شما می خواهید یک فیلم قشنگ و دلچسب بسازید؟اگر می خواهید یک فیلم بسازید باید آن را فوق العاده و شگفت آور بسازید وگرنه اصلا نسازید. فقط عقب بنشینید و لذت ببرید اگر حرف جدید و غیر معمولی ندارید.چیزی که رخ می دهد این است که مردم وقتشان را نسبت به پولشان محاسبه می کنند (برای وقتشان ارزش قائلند).اما این تمرین خوبی نیست.

_آیا فکر می کنی این یکی از دلایل شکست فیلم است؟

میدونی...چند روز قبل از اکران فیلم، یک نمایش آزمایشی برای خانواده گذاشتیم. اواسط فیلم پسر سهیل به او گفت:" بابا! این فیلم خسته کننده است."من به سهیل نگاه کردم و گفتم:" بیا یک چیزی بنوشیم؛ این فیلم داره یک فاجعه تبدیل می شود (شکست می خورد).بچه های خودمان وسط فیلم بلند می شوند راه می روند.می دونی یک فیلم وقتی موفق است که بچه ها دست والدینشان را بگیرند و بگن ما می خواهیم آن فیلم را ببینیم. وقتی این کار را می کنند، والدینشان مجبور می شوند آنها را به سینماببرند . در نهایت 5نفر بیشتر فیلم شما را تماشا می کنند. با وجود دانستن همه اینها، باز هم گاهی تصمیمات اشتباه می کنیم. گمان می کنم این زندگی است.

_ فکر می کنی زمان اکران فیلم اشتباه بود؟ خیلی زود بعد از وانتد اکران نشد؟


این همان چیزی است که من به آنها دائما می گفتم. اول وانتد، به دنبالش من اور میس خانا و بعد لاندن دریمز سریع وپشت سرهم. به نظر من باید به مخاطبان کمی وقت بدهیم. به آنها گفتم به این زودی فیلم را اکران نکنید. باید به مخاطبان فرصت بدهیم. حتی من هم از دیدن خودم خسته می شوم. مصاحبه های زیادی داشتم گاهی حتی نمی دانستم در مورد کدام فیلم دارم صحبت می کنم. این روزها وقتی خانواده ها به دیدن فیلم ها می روند باید پول زیادی صرف کنند.وقتی فیلم ها زیاد باشد آنها ترجیح می دهند دی وی دی فیلم ها را ببینند. در هر حال، دی وی دی های غیرقانونی (دزدی) درطول روزهای اکران بیرون می آیند پس چرا برای دیدن فیلم ها در سینما تلاش کنند( سختی بکشند)؟ گاهی وقتی یک فیلم خوب در تلویزیون می بینید تعجب می کنید چرا در سینما خوب نفروخته است. ای بابا! شما به سینما نرفتید برای همین نفروخته است. فیلم مجانی خوب به نظر میاد.

_همچنین، تصویر ستاره وانتد هنوز در ذهن مردم تازه بود...

اگر تصور وانتد را جدی بگیرم همزمان 10 نفر را می زنم. وقتی این اتفاق بیفتد بزرگترین افت برای هربازیگری است.شما شروع به قبول آن تصویر می کنید.


_ولی در مقایسه با بقیه،لاندن دریمز خیلی پرخرج بود. در مورد آن چه اشتباهی صورت گرفت؟

لاندن دریمز 25 دقیقه طولانی تر از آنچه که باید باشد،بود. بحث های زیادی در این مورد داشتیم ولی آنها اصرار داشتند و می خواستند که فیلم را طولانی نگه دارند. یک فیلم تا وقتی سرگرم کننده است باید طول بکشد.

_فکرمی کنی مخارج فیلم مانع موفقیتش شد؟

من نمی دانم مخارج فیلم چقدر شد،اما مخارج من زیاد شد(برای من خیلی خرج برداشت)(می خندد)

_سلمان! تو همیشه یک رابطه عشق-نفرت با رسانه ها داشتی. آیا آن الان تغییر کرده؟

من با چیزی که افراد می نویسند مشکلی ندارم. اما حداقل بگذارید حقیقت باشد. اگر این درست است من را اذیت می کند اما تاحدی، می دانم که این حقیقت است. من با این که افراد داستان سازی می کنند و حتی به خودشان زحمت نمی دهند صحت آن را بررسی کنند،مشکل دارم.


_همچنین ،تو ازسوپراستارهایی بودی که مجلات فیلم را چند سال قبل تحریم کردند...

بله،یادم است( می خندد). میتون چاکرابورتی و تقریبا تما صنعت از این کار حمایت کردند. من برای جلسه می رفتم.در همان زمان ، بعضی از هنرپیشه ها بودند که گفتند نشریات معینی با آنها رابطه خوبی داشتند بنابراین باید از تحریم معاف( مستثنی) باشند.من به میتون دا که سرپرست گروه بود گفتم :" دادا...چرا این کار را می کنید؟چرا باید از بعضی مجلات چشم بپوشیم فقط بخاطر اینکه در مورد بعضی از ما چیزهای خوبی نوشته اند.شاید در مورد بعضی ها خوب نوشته باشند اما در مرود تعضی های دیگر بد نوشته اند.وقتی برای او توضیح دادم، پرسید:" پس چکار کنیم؟" گفتم:"مستثنی نکن. با همه به طور یکسان برخورد کن. تو باید تحمل کنی."

_ اما نمی توانی انکار کنی که خیلی سریع تصمیم می گیری (عقایدت راشکل می دهی).باید به افراد فرصت بدهی...

من عقایدم را براساس تجربه هایم شکل می دهم و فکر نمی کنم که این اشتباه باشد. اما بله، منظورت را متوجه شدم. می دونی ، در گذشته ،از شهر عبور می کردم و یک مرد یک پا را دیدم که در خیابان گدایی می کرد. یک جفت عصا برایش تهیه کردیم.بعد،یک روز،دوباره از همان محل ردمی شدم دیدم همان مرد یک دختر کوچک را با همان عصا می زد. از ماشین پیاده شدم و به طرف او رفتم. واقعا عصبانی بودم. بعد او داستانش را برای من تعریف کرد گفت:" 3 روز است به این دختر می گویم از ماشین ها فاصله بگیرد. و یک روز یک ماشین تقریبا از روی پایش رد شد. او(مرد) به من گفت:" من زندگی بدون یک پا را تجربه کردم و می دانم چطور است؟ نمی خواهم این اتفاق برای او هم بیفتد." این دلیل تنبیه آن دختر بود تا او بفهمد. می دونی... در جند لحظه نظرم راجع به آن مرد عوض شد.این چیز ها گاهی اتفاق میفتد.

_ تو همیشه این کار را با افراد می کنی. خیلی هاش هنوز منتشر نشده ...

نمی خواهم راجع به آن بحث کنم. اگر مجبوری کاری بکنی، فارغ از خودت انجامش بده. اگر دنبال برگشتن (مثل تلافی و تشکروتعریف دیگران و...)باشی ارزش هدف و نیت کار را پایین آوردی. من فکرنمی کنم که این تصور فیلسوفانه باشد؛فقط یک حس معمولی است. این چیزی است که من درک کردم و انجام می دهم.

_ در یکی از جشنواره های اخیر، به یک بچه 15ساله این فرصت را دادی که حرکات موزون تورا طراحی کند...

(می خندد)رفیق! او فوق العاده با استعداد است.آن درخشش را داشت و راه طولانی را طی خواهد کرد.می دونی...برای شرکت در یک مراسم رفته بودم که اجرای او و گروهش را در یک پیاده رو دیدم. بعد صدایش کردم و از او پرسیدم که آیا حرکات موزون من را طراحی میکند؟ واو این کار را فوق العاده انجام داد. الان دارم در مورد استفاده از او در یکی از فیلم هایم فکرمی کنم.استعدادها در اطراف ما هستند و فقط به یک فرصت مناسب برای شکوفایی احتیاج دارند.

_ فیلم بعدی تو دبنگ است و با یک کارگردان جدید کار می کنی آیا این تو را نگران و عصبی می کند؟


دبنگ توسط ابیناو کشیاپ کارگردانی شده و ا و کارش را بلد است.فیلم در بخش روستایی هند اتفاق می افتد.آن خیلی واقعی ،اساسی و فوق العاده است. قبلا کاری مثل آن را انجام نداده بودم. وقتی فیلمنامه را خواندم ،دانستم که باید در این فیلم بازی کنم.

_سلمان! تو چهل را رد کردی و همه می خواهند بدانند که کی ازدواج می کنی؟

این خیلی خوب است(شیرین و دلچسب است).نشان می دهد خیلی ها به من اهمیت می دهند.همه واقعا نگران آینده من هستند و خودم هم همینطور.اما من نمی دانم تا 5 ثانیه دیگر چه اتفاقی می افتد پس وقتی زمانش برسد همه مطلع می شوند.تا وقتی کارت ها چاپ نشود و شرایط و لوازم آن مهیا نباشد نمی توانی چیزی بگویی. می بینی چقدر خاص و نکته بین هستم.

_ تو مشکلاتی با بعضی بازیگر ها داشتی ...

من مشکلی ندارم.آنها مشکل دارند.

_از مسیرت بیرون نمی روی (روشت را عوض نمی کنی) تا با آنها آشتی کنی؟

اگر آن شخص را چشم تو چشم نبینم و اگر افکارمان همخوانی نداشته باشد، فراموشش می کنم(این کار را نمی کنم). اگر نشد برای من مهم نیست.اگر خدا آنها را در جایگاه و مرتبه ای بزرگوارانه قرار داد پس باید درونشان آن ویژگی ها را داشته باشند.برای همین آنجا هستند و مردم کاری که آنها انجام می دهند را دوست دارند.به همین دلیل آنها مورد احترام و مشهور هستند.به هر حال،همه ما آدم هستیم.آنها ویژگی های من را ندارند و برعکس (من ویژگی آنهارا ندارم).

_اما وقتی به گذشته و لحظاتی که پیوند خاصی با او داشتی فکر می کنی اذیتت نمی کند؟

به همین دلیل افراد باهم ادامه نمی دهند.اگر یک نفر در خیابان به من ناسزا بگوید یا یک سگ به من پارس کند وقتی در حال رانندگی هستم، چه کار باید بکنم؟باید آن سگ را در آبراه تعقیب کنم و بگیرمش؟وقتی بین دو دوست مشکلی پیش می آید،البته آزاردهنده است وبرای همین شما ادامه نمی دهید.

_ اما بعضی از بازیگرها هستند که تو هرگز نخواهی بخشید...؟

مفهوم " با آدم بزرگ عکس بگیر تو هم آدم بزرگی خواهی شد" در مورد من کارایی ندارد.برخی فکر می کنند این سریعترین راه برای موفقیت و شهرت است.بگذار با همین خوش باشند.برای من اهمیت ندارد.

_وقتی به عقب نگاه می کنی ،آیا چیزی تورا متحیر می کند؟

چیزی که من را متحیر می کند وقتی است که خبرنگاران از من می پرسند" چرا درست درک نشدی؟" آنها پیش من می آیند و با من مصاحبه می کنند و باز همین سؤال را در ملاقات بعدی از من می پرسند!!!!بخش جالب قضیه اینجاست که در طول اکران هر فیلم،سؤالات ثابت می مانند:" زیبایی فیلم چیست؟/چه تزئیناتی(تلاشهایی) کردی؟/چرا مردم باید بروند و این فیلم را تماشا کنند؟/ترکیب (زوج) تو و نقش اول زن فیلم چطور است؟/نظرت در مورد کارگردان چیست؟/داستان فیلم چیست؟"چند بار باید جواب های یکسان بدهم؟اوایل، یک ماه منتظر چاپ مجلاتی مثل مجله شما می شدیم و می خواستیم بدانیم چه چیزی قرار است منتشر بشود.اما الان، همه اینها هر روز در روزنامه ها و هر ساعت در کانال های اخبار وجود دارد.

_تاحالا سعی نکردی نوع دیگری از سینما را تجربه کنی؟آیا این حوزه تورا راضی می کند؟

اگر می خواهی پیامی بدهی ،باید سینما هایت پر باشد.اگر می خواهی در آمد کسب کنی،باید سینما ها پر باشد.چرا بخواهی آزمایش کنی؟دراین حوزه، من آزمایش های زیادی می کنم. فیلمی به نام "هم آپکه هن کان" را انجام دادم. فیلم هایی مثل پارتنر،وانتد،کارن آرجون را انجام دادم.اما در قالب سرگرمی و تبلیغات.چرا باید بخواهی که مردم را ناراحت وافسرده کنی؟همین حالا به اندازه کافی افسرده هستند.از این بیشتر چرا افسرده شان کنیم؟


مترجم هستی عزیزم

منبع : http://www.salmankhan4u.com

[تصویر: euv9dofan47y91nh5k.jpg]
03-25-2010 04:45 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: